تاریخچه آموزش و پرورش کردستان
مدرسه کلدانیان که در سال 1306 شمسی دبستان پهلوی نامیده شد، اولین مدرسه ای است که به وسیله موسسه "پرماکدو" با جدیت کشیش ابوالواحد در سال 1274 شمسی در محله کلدانیان(مسیحیان) سنندج تأسیس شد و با کادری مجهز و قوی شروع به کار کرد.
مدرسه آلیانس که در سال 1315 به دبستان اتحاد تغییر نام یافت در سال 1275 شمسی با سفارش موسسه آلیانس در فرانسه، به وسیله مسیو ترگانو در خیابان سیروس محله کلیمی ها تأسیس و شروع به کار نمود و هر چند سال بازرسانی برای سرکشی و استحکام موقعیت مدرسه از طرف موسسه مزبور فرستاده می شد. هر دو مدرسه غیر اسلامی و از حمایت وزارت معارف برخوردار بود، چنانچه مدرسه کلدانی ها، ماهیانه 550 ریال و مدرسه آلیانس 100 ریال کمک خرج دریافت می داشتند. اشراف و سرمایه داران شهر فرزندان خود را در یکی از این دو مدرسه به تحصیل واداشته بودند و چون واهمه داشتند که مبادا تبلیغات مذهبی در عقایدشان رسوخ کند، از مرحوم سید محمد باقر رکن الاسلام که جوانی تحصیل کرده و روشن و روحانی ستوده خصال بود، دعوت کردند تا سرپرستی اطفال مسلمان را در این دو مدرسه بر عهده بگیرد. دعوت مورد استقبال و این مأموریت بدون توقع و چشم داشتی چهار سال به طول انجامید.
در سال 1277 شمسی مرحوم علی اکبر صادق الملک در سنندج مدرسه ای ترتیب داد و شروع به تعلیم نمود، ولی در 13 شوال همان سال بدرود حیات گفت و فقدان وی موجب تعطیلی مدرسه گردید. پس از آن در شهریور ماه 1279 شمسی مرحوم سید محمد باقر رکن الاسلام در شرایطی سخت و جوی بسیار نامساعد به کمک ملا احمد قطب السلام، مدرسه ای با هزینه شخصی تأسیس نمود و آن را مدرسه سعادت نام نهاد.
مرحوم عبدالکریم دبیری ملقب به میرزا جناب و سید نجم الدین پدر علاءالدین سجادی استاد دانشگاه بغداد و صاحب تألیفات عدیده و حبیب اله آموزگار ملقب به ناصر الکتاب و ملا حسن شکیبا در این مدرسه با آنان همکاری داشتند. این موسسه علمی علی رغم مخالفت ها و کارشکنی های کوته بینان که پذیرای ترقی و پیشرفت جامعه به سوی مدنیت جدید نبودن، قریب ده سال به کار خود ادامه داد.
در سال 1323 قمری مطابق با 1283 شمسی ابوالفتح میرزا سالار الدوله فرزند مظفرالدین شاه و برادر محمد علیشاه قاجار که در کرستان حکمران و صاحب نفوذ و اقتدار بود در جمادی الاولای همان سال مدرسه ای به نام سالاریه تأسیس نمود که بیش از هفت ماه برقرار نبود و با معزول شدن او در ماه ذیقعده از حکومت کردستان، تعطیل شد. پس از آن حاج فتح الملک اردلان در 1287 شمسی به یاری حاج شیخ یحیی معرفت ملقب به اعتضاد الاسلام مدرسه ای به نام معرفت دایر نمود که آن هم پس از یک سال پایدار نماند و منحل شد. در این اوقات میرزا عبدالکریم دبیری نیز در منزل خود دو کلاس تشکیل داده بود و آن را مدرسه دانش نام کرده بود. در این گیرودار مرحوم رکن الاسلام علاوه بر اداره مدرسه سعادت در سال 1286 شمسی به حکم وزارتی، معاونت اوقاف و نمایندگی معرف کردستان را عهده دار گردید. و در سال 1287 شمسی حکم ریاست معرف و صنایع مستظرفه برای معزی الیه صادر و ابلاغ شد. در این موقع ریاست اوقاف با ملا جواد شیخ الاسلام بود. مرحوم رکن الاسلام بلافاصله نام مدرسه سعادت را به محمدیه تغییر داد تا به حرمت این نام مقدس، عناد و کارشکنی متوقف شود و گروهی که هر نوع تجدد را به باد انتقاد می گرفتند و تشکیل مدارس و تحصیل علوم جدید را خلاف دین و شریعت قلمداد کرده و کفر محض می دانستند، به خود آیند و دست از مخالفت بردارند. اما باز عده ای ناآگاه و شاید مغرض که می دیدند این بار مدرسه، صورت رسمی تری به خود گرفته و تحت پوشش و حمایت دولت قرار گرفته است، به تحریک ملاهای متعصب و به وسیله گروهی از طلاب علوم دینی منتسب به آنان، هر شب دستبردی به مدرسه می زدند، شبی پرونده و اسناد را آتش می زدند، شبی تابلوی مدرسه را می دزدیدند و دیگر شب هیزم هایی را که برای سوخت زمستانی مدرسه خریداری شده بود به آتش می کشیدند، رکن الاسلام همکاران خود را دلداری می داد و آنان را به مقاومت و پایمردی وا می داشت. در ماه اردیبهشت 1292 فریدالدوله همدانی به ریاست معارف و صنایع مستظرفه کردستان منصوب و مرحوم رکن الاسلام و ملا جواد شیخ الاسلام رئیس اوقاف منتظر خدمت گردیدند. فرید الدوله به محض ورود به سنندج به دستور وزارتخانه نام مدرسه محمدیه را به مناسبت حکومت احمد شاه قاجار به احمدیه بدل نمود زیرا در آن وقت تمام شهرهای ایران مدرسه احمدیه داشتند و آقای فریدالدوله آقای عطااله معتمدی فرزند حاج معتمد الاسلام را که جوانی شایسته و تحصیل کرده بود به نظامت آنجا برگزید.
ملاها با طعنه و تمسخر از اشخاص می پرسیدند: پسرت را در کدام کلیسا ثبت نام کرده ای؟ مگر در کلیسا زنگ نمی زنند و مردم روی صندلی نمی نشینند؟ به دستور همین ملاها تابلوی مدرسه احمدیه را پایین آورده و در گردن الاغی آویزان کرده در کوچه های شهر گرداندند.
در ماه اسفند همان سال فریدالدوله به تهران فراخوانده شد و مجدداً از طرف وزارتخانه، ریاست معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه به رکن الاسلام حیرت محول شد. در سال 1295 شمسی وی مدرسه اتحاد را تأسیس نمود و اثاثیه قدیمی خود را که برای تشکیل مدرسه سعادت تهیه کرده بود، به اموال این مدرسه ضمیمه نمود.
مدرسه اتحاد با آن که در آغاز مدرسه دولتی بود اما بر اثر ضعف حکومت مرکزی و عدم بودجه، اداره آن با مشکلات مالی مواجه شد، مرحوم حیرت برای اداره این دو مدرسه از هر یک از بازاریان خیر و تعدادی از اعیان و ملاکین شهر ماهیانه مبلغی دریافت می نمود و نیز با مکاتبات عدیده ای که با وزارتخانه داشت موفق گردید درصدی از درآمد دخانیات کردستان را که حدود دویست تومان در ماه بود به اضافه مالیات تومانی یک عباسی و خرواری یک قران، برای تأمین امور فرهنگی منظور و زیر نظر مالیه و عدلیه هزینه نماید. در سال 1298 به دستور اداره مالیه(دارایی) در 24 نقطه اطراف شهر سنندج که مدخل کالاهای روستایی به شهر بود مراکزی به نام نواقل، محل اخذ عوارض کالا تشکیل شد و اشخاص امین و درستکاری برای جمع آوری عوارض انتخاب گردید که شبانه روز در محل حاضر بودند و شیفت عوض می کردند و نسبت به ارزش بار و کالا، عوارض و مالیات دریافت می نمودند و هر روز مبالغ جمع آوری شده را به اداره مالیه تحویل می دادند؛ چنانچه سال ها این روش ادامه داشت. قبلاً حقوق معلمین از پرداخت شهریه دانش آموزان و کمک ملاکین شهر تأمین می شد از آن پس معلمین با دلگرمی بیشتری به کار مشغول شدند زیرا از زیر بار منت ثروتمندان منت گذار رهایی یافتند. در سال 1298 معارف و اوقاف تفکیک شد، ریاست معراف و صنایع مستظرفه به رکن الاسلام و اداره اوقاف به مرحوم نصیر الاسلام سپرده شد.
در این زمان درسقز نیز ملا جلال الدین در سال 1297 شمسی به کمک چند تن از متنفذین و مجتهدین محلی مدرسه ای ملی تشکیل داد و توفیق چندانی حاصل نکرد، در 27 آبان ماه 1298 رکن الاسلام که رییس معارف بود نامه ای به فرماندار سقز نوشت و با وی در تعیین ملا عبدالعزیز صدر العلما مفتی برای ریاست معارف سقز مشورت نمود، غیاث الدوله حاکم سقز در 21 آذر ماه مهر تأیید بر صلاحیت صدرالعلما نهاد و بدین ترتیب وی تا سال 1305 بدون معرض و مخالف به سرپرستی معارف و مدارس سقز و بانه مشغول بود.
26 بهمن 1299 ریاست معارف از رکن الاسلام خلع و به آقای یحیی معرفت اعتضاد الاسلام که قبلاً کارمند اداره مالیه بود محول شد. و از آن پس اداره معرف کردستان، میان رکن الاسلام و معرفت دست به دست می شد. در 22 تیر ماه 1303 کلاس اول متوسطه در مدرسه احمدیه دایر و شروع به ثبت نام دانش آموز نمود.
مکاتب قدیمه در کردستان
پیش نماز مسجد هر محل در اتاقی از مسجد بچه های محل را جمع می کرد و به با سواد کردن آنان می پرداخت. شخص معلم به ماموستا(استاد) خطاب می شد. ماموستا یکی از بچه های زرنگ و با لیاقت را به نام خلیفه معرفی می کرد که در غیاب او مکتب را اداره کند و به بچه ها درس بدهد، بچه ها او را ملا هم می گفتند. اشخاصی هم بودند که در منزل خود و یا محل دیگری به تعلیم اطفال می پرداختند.
بچه هایی که به مکتب می آمدند زیر اندازی از قبیل قالیچه یا تشکچه و یا نمد برای خود می آوردند، ملا چوب بلتدی داشت و از آن برای ترساندن بچه ها استفاده می کرد و نیازی نبود که از جایش برخیزد و یکی از بچه های دور دست را بزند.
چوب فلک هم داشتند و پای بچه های شرور و درس نخوان را بدان می بستند و می زدند. هنگامی که بچه ها حروف را به کلی شناختند، آن ها را برای خواندن کلمات سر هم می کردند و می خواندند؛ تدریس قرآن از سوره های کوچک آغاز می شد تا به ختم قرآن می انجامید. در کنار فراگیری قرآن، رساله روله بزانه که حاوی مطالبی اعتقادی است تدریس می شد و می بایست بچه ها آن را ازبر کنند. در کردستان دو نوع روله بزانی موجود بود یکی را ملا خضر رودباری و دیگری را ملا عبدالله مفتی به شعر اورامی در خور فهم بچه ها در آورده بودند، پس از آن گلستان و بوستان و نصاب صبیان و اعتقاد نامه عبدالرحمن جامی و بعد نان و حلوای شیخ بهایی و موش و گربه عبید زاکانی تدریس می شد. این ها مقدماتی بود که اطفال تا سن دوازده سالگی در مکتب می آمووختند، غالب مدرسین بدون توقع و چشم داشتی تدریس می کردند و اجر اخروی را طالب بودند برخی هم مبلغ ناچیزی به منظور ارتزاق عائله خود دریافت می کردند.
دانش آموزانی که استعداد و علاقه بیشتری از خود نشان می دادند به دروس فقه و اصول و منطق و بلاغه و هیات و تفسیر و حدیث روی می آوردند و صاحب مایه و اعتباری در این علوم می شدند بسا اشخاص بازاری بودند که از علوم متداوله به قدر کافی بهره داشتند و حتی بعضی از دروس را تدریس می کردند و اکثراً به رموز و معانی مثنوی مولانا واقف بودند و اشعار شاهنامه و خمسه نظامی و ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و هفت اورنگ جامی و حدیقه سنایی و قصاید پیچیده و مشکل ناصر خسرو را معنی می کردند و اغلب اشعار آنان را حفظ داشتند.
در سال 1305 مدرسه دولتی نسوان (مستوره کردستان) با همت و جدیت بانو مریم شامیر (اردلانی) و مساعدت مرحوم حیرت سجادی و یحیی معرفت تأسیس شد. در سال های 1304 تا 1306 به علت بهبود وضع بودجه دولتی علاوه بر سه مدرسه در شهر سنندج چندین مدرسه دیگر در شهرستان ها و قصبات و دهات تابعه کردستان دایر و شروع به کار نمود. در سال 1306 مدرسه کلدانیان با ترکیبی از دانش آموزان مسلمان و مسیحی به دبستان پهلوی نام گذاری شد و در این سال مدرسه احمدیه را شاهپور نام کردند. نا گفته نماند مدرسه احمدیه و اتحاد از وسایل متداول در آن زمان برخوردار بودند و نیز دارای نمازخانه و کتابخانه بوده و سرمایه کتابخانه مبلغ دویست تومان بوده و هر ساله به طور مجانی کتاب و نوشت افزار و کفش و لباس دانش آموزان بی بضاعت شهر و روستا ها تهیه و تحویل می شد.
در سال 1314 بر اثر کاردانی مرحوم حسین شکیبا رییس اداره معارف، مدارس کردستان نظم و گستردگی خاصی پیدا می کند و جای اداره از منزل احمد امین الاسلامی تغییر کرده و به محل آبروند خانه ملک التجار انتقال و بودجه توسعه می یابد. به مازات آن در سنندج دبیرستان شاهدخت و دبستان 15 بهمن و 17 دی و مختلط دانش و تربیت تأسیس و دبستان شاهدخت از دبیرستان مجزا شد و در سقز دبستان حکمت و نوبهار و مختلط دو کلاسه، در بانه دبستان مختلط دو کلاسه، غزالی نوسود، انوری آساوله، مدرسه اویهنگ و مدرسه خرم هانه گرمله و ناصر خسرو و حسین آباد راه اندازی شدند. در این زمان جنب و جوش و تحرکی در کیله سطوح مدارس کردستان ایجاد می شود، انواع انجمن ها، سازمان پیش آهنگی، فعالیت های هنری و ورزشی رونق گرفت و با دلبستگی و کوشش خاصی ادامه یافت.
منبع: حیرت سجادی،سید عبدالحمید(1380)، پیشینه آموزش و پرورش کردستان، جلد1، تهران، عابد، اول، زمستان 1380
این وبلاگ متعلق به همه دانش آموزان گلم در کلاس اول(دانش1) دبستان شاهد شهید یوسفی دیواندره می باشد. تلاش خواهیم کرد که در حد توان خود با همکاری خود دانش آموزان، فعالیت ها و خاطرات شیرین روزمره خود را در این وبلاگ به روز رسانی کرده و آن را تبدیل به یکی از راه های ارتباطی بین والدین و معلم و دانش آموزان عزیز بکنیم.